بديع الزمان فروزانفر
171
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
است و آن را مقابل روح مىدانند كه لطيفه ايست در قالب انسان كه مبدا علم و معرفت و منشا صفات پسنديده است . رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 44 ، كشف المحجوب ، چاپ لنين گراد ، ص 245 ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 3 ، تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : نفس . اخلاص : پاك داشتن قصد و نيت است از ملاحظهى غير حق و از كليهى حظوظ ، خواه دنيوى و خواه اخروى و بعضى گفتهاند آنست كه غرض از عمل تنها تقرب بخداى تعالى باشد . ظاهرا مقصود مولانا از « اخلاص جان » مرتبه دقيق و باريك اخلاص است يعنى اخلاص در نيت و خطرات قلبى كه در تعريف آن گفتهاند : ان يخلص فى كل حال وجه نظر الحق عليه عن وجه نظر الخلق . و آن مستلزم فناء حظوظ بشرى است كه جز صديقان بدان نرسند . درين ابيات مولانا دشوارى غلبهى سالك را بر نفس و معرفت مكر و مكايد آن را مطرح مىسازد و از شرح آن مىگذرد زيرا پس از چند بيت در ضمن چند مثال آن را بيان خواهد كرد و در مواضع ديگر بتفصيل بحث خواهد نمود اما خلاصهى گفتهى او اين مىشود كه اخلاص صفتى است كه دير دير دست مىدهد زيرا بسبب مكر نفس بسيار اتفاق مىافتد كه سالك خود را مخلص مىپندارد و شايد سالها درين اشتباه باقى مىماند در صورتى كه نفس مكرى انگيخته و باطل را به صورت حق و حظ و شهوت جسمانى را در لباس اخلاص و نيت پاك جلوه داده است و بنا بر اين مقدمه اخلاص بنحو كمال وقتى حاصل مىشود كه ريشهى هوى و آرزو به كلى كنده شود و تنها نظر به حق تعالى بر قلب حاكم گردد كه خود مرحلهاى صعب و دشوار است ( پيشينيان كه گفتهاند اگر كسى يك لحظه از عمر خود بتواند اخلاص ورزد رستگار و ناجى است به همين نكته نظر داشتهاند ) و بعضى از صحابه چون از آفات نفس آگاه شده بودند همواره از پيغمبر مىخواستند تا طرق فريبكارى و